تبليغاتX
نیلوفرانه

نیلوفرانه

اینبار تو بگو دوستت دارم. نترس، من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید...

استاد...
استاد...!!!کم کم دارم یاد میگیرم که "سنگدل" باشم...

منو ببخش اگه خوب درس پس نمیدم، آخه سخته از جنسی به جنس دیگه تبدیل شدن...





یه پیشنهاد استاد :

نیمشه اینبار من استاد باشم و شما شاگرد؟؟؟

نمیشه من دلِ سنگ شما رو به رحم بیارم؟؟؟

"دنیا دو روزه استاد، دنیا دو روزه..."


[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:47 ] [ نیلوفر ] [ ]


تمایلی ندارم، مجبورم...
دوست ندارم نت بیام، مجبورم...

آخه وقتیکه دلم میگیره  اینجا میام که درددل کنم...

سنگ صبور داشتم، مرهم داشتم، نمیدونم هنوزم دارم یا نه؟؟؟

دلم میخواد درددل کنم اما میگم نکنه بگه: " منو فقط واسه درددل کردن میخواد..."

" همیشه یکی هست که درددل هاتو  بهش بگی، وای به روزی که خودش بشه درد دلت..."

دلم میگیره وقتیکه میبینم ناراحتی من واسه کسی که با ناراحت کردنش آروم و قرار ندارم، مهم نیست...

چرا ناراحتی من واسش مهم نیست؟؟؟

" من نمیتونم بخوابم / چجوری تو خوابه خوابی!!! "


[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:39 ] [ نیلوفر ] [ ]


خیلی...
خیلی دلم ازت پره...

[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:52 ] [ نیلوفر ] [ ]


گفتن و نگفتن...!!!
چرا؟

چرا حرفایی رو که مایل نیستم بشنوم، به راحتی میگی اما حرفایی رو که دوست دارم بشنوم با ...  میگی؟؟؟

" شاید اصلا نمیگی و  خیالات منو به بازی گرفتن...!!! "

 

((اگه همه ما قبل از گفتن هر حرفی یه لحظه خودمونو جای شنونده بذاریم خیلی حرفارو نمیگیم و خیلی حرفارو میگیم...))


" خدایا کمکم کن که هیچ وقت با حرفام دل کسی رو نشکنم و کمکم کن حرفایی رو که لازمه به زبون بیارم...

خدایا کمکم کن... "


[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:2 ] [ نیلوفر ] [ ]


"بگو دوستت دارم..."
این بار تو بگو "دوستت دارم". نترس، من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید...
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:36 ] [ نیلوفر ] [ ]


میدونم...!!!
شکستن غرور هیچکس رو دوست ندارم، تو که جای خود داری...
نمیخواستم و نمیخوام غرورت رو بشکنم، تنها میخواستم و میخوام امیدم بیشتر بشه ...
من که میدونم تو ...
بیخیال...
" خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی ... "
[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 18:19 ] [ نیلوفر ] [ ]


"فرشته ی نجات"
وقتی رسیدی که شکسته بودم *** از همه ی آدما خسته بود

وقتی رسیدی که نبود امیدی *** اما تو مثل معجزه رسیدی

وقتی رسیدی که شکسته بودم *** از همه ی آدما خسته بودم

بعد یه عالم اشک و بغض و فریاد *** خدا تو رو برای من فرستاد

خوب میدونم جای تو رو زمین نیست ***خیلیه فرق تو فقط همین نیست

آدمای قصه های گذشته *** به کسی مثل تو میگن فرشته

فرشته ی نجات فرشته ی نجات*** تو جون ازم بخواه اونم کمه برات

رسیدی از یه جا که آشنا بود *** شبیه تو فقط تو قصه ها بود

تو از یه جای خیلی دور اومدی *** قفلو شکستی مثه نور اومدی

تو همونی که آرزوی من بود *** همیشه هر جا رو به روی من بود

شبا تو خوابم تو رو دیده بودم *** خیلی شبا بهت رسیده بودم

خوب میدونم جای تو رو زمین نیست *** خیلیه فرق تو فقط همین نیست

آدمای قصه های گذشته *** به کسی مثل تو میگن فرشته

فرشته ی نجات فرشته ی نجات *** تو جون ازم بخواه اونم کمه برات

[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 18:2 ] [ نیلوفر ] [ ]


خدا...
خدا مرهم تمام دردهاست، هرچه عمق خراش های وجودت بیشتر باشد خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جا میگیرد...

[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 18:16 ] [ نیلوفر ] [ ]


خوب نیستم...

حال همه ما خوب ست...

اما تو باور مکن...!!!

[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 13:41 ] [ نیلوفر ] [ ]


امانتی هایم...
مواظب امانتی هایم باش...

خودت، دلت

اینها "امانتی های من" است.

مواظب امانتی هایم باش...


[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 1:34 ] [ نیلوفر ] [ ]